تبليغاتX
انجمن علمی ریاضی دانشگاه سمنان

انجمن علمی ریاضی دانشگاه سمنان، در سال گذشته در پی برگزاری انتخابات و انتخاب اعضا، تشکیل شد و تصمیم دارد در سال جاری رسماً آغاز به فعالیت نماید. 

از آنجا که فعالیت های کلیه انجمن های علمی از جمله انجمن علمی ریاضی با همکاری سایر دانشجویان میسر است، لذا انجمن در صدد است تا از همکاری دانشجویان علاقمند به ریاضی در راستای انجام فعالیت های علمی خود استفاده نماید. 

در این راستا، از کلیه دانشجویان علاقمند  دعوت می شود در زمینه های مختلف از جمله:

·         همکاری در چاپ نشریه انجمن علمی ریاضی( نشریه کران)

·         انجام فعالیت های تحقیقی و ترجمه متون در زمینه ریاضیات

·         تایپ، ویرایش و صفحه آرایی

·         ارائه مطالب و مقالات در زمینه ریاضیات

 با انجمن علمی ریاضی همکاری نمایند. 

علاقه مندان جهت همکاری می توانند در روزها و ساعات ذکر شده به دفتر انجمن علمی ریاضی(ساختمان کلاس ها، طبقه دوم، انتهای سالن) مراجعه کنند. 

شنبه                  13-15

یکشنبه              15-17

دوشنبه            ۱۱-۱۲و 13-15

سه شنبه            15-17                                               

      انجمن علمی ریاضی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 17:36  توسط | 
سلام خدمت همه ی بروبچه های ریاضی.

واقعا شرمنده که قالب بهم ریخته بود من هم سعی کردم اشکال اون را بفهمم اما نشد که نشد خلاصه این قالب را برای وبلاگ در نظر گرفتم که احتمالا قالب اصلی بمونه اما سر فرصت یه تغییرات کوچیکی را در اون اعمال خواهم کردچون همون طور که می بینید خیلی کار داره...نویسنده ی مطلب را هم درست می کنم....ضمنا نتایج نظر سنجی نسبت به نویسندگان به شرح زیر می باشد.البته باید اون را زودتر از اینا اعلام می کردم.

نرگس ( 22رای، 8%)
فاطمه روحانيان ( 77رای، 31%)
مريم جوانمرد ( 18رای، 7%)
نسا قربانیان ( 34رای، 13%)
مریم باقری ( 63رای، 25%)
مهدیه عبدالمطلبی ( 33رای، 13%)

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 9:57  توسط محمد رضا اخلاقی | 

«پروردگارا ، اين منم که می خوانمت!
رويايم امشب تويي»

اين منم ، همان مسافر ديروز و امروز و فردا
در حرکت ، در تکاپو ،‌ در جستجوی زمان بی آغاز
دست بر آسمانت می سايم.در گذار نااميدی ، به اميد تو.

پروردگارا اين منم که گوش می دهم
به دلاويزی تارهای هستيت ،
می خوانی...
گوش فرا می دهم.

پروردگارا ، اين منم که فرو فته ام در تاريکی درونم
قدم می گذارم به روشنايی چشمان رنگينت.
سحر می شوم به افسون نگاهت،
احساست می کنم ،
روشن و رها.

پروردگارا اين منم که ايستاده ام در مقابل تو
تا روزی که روح گيتی ات ،‌ در چهره ام منعکس شود.
می کاومت ،‌همچون رويای زمان.
اينجا شايد...

چشم می گشايم ، می بينمت : رويای جاودانی ام!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 11:7  توسط | 
برای شروع می خوام یه شعر بنویسم امیدوارم که خوشتون بیاد.

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم  

                                                       آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم

از آتش  دوزخ  نهراسیم که    آن   شب 

                                                      ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 17:38  توسط | 

اولین مطلبی که می خوام برای یه شروع دوباره بنویسم  یه دعاست و اون اینکه : ((  کوزه هاتون همیشه جاوید ))  شاید بگید کدوم کوزه ؛ همون کوزه ای  که گاهی از فرط تهی بودن سرشاره  و گاهی از سرشاربودن ، تهی . اولی برای اینکه اونقدر کوچیکه  که هیچی توش جا نمی شه و دومی برای اینکه اونقدر بزرگه که هرچی بریزی توش ، پر نمی شه ؛ همون کوزه ای رو میگم که ازنگاه پریشونی ترک برمیداره و از لبخندی زنده میشه ؛ حتی مقدس ترین چیزها هم اجازه ندارن توی این کوزه قرار بگیرن بجز اشک آدمی ، که مخمر شراب وجودی اونه و مثل خونی که سرخی شراره های آتیش عشق و تو وجود هر آدمی زنده نگه می داره به اون نیروی دوباره میده. ولی حیف !، حیف هر چه این نیرو بیشتر و بیشتر میشه انگاری عمر این کوزه قصه ما هم تحلیل میره تا اونجایی که ازاین کوزه فقط  یه سایه بجا می مونه و این سایه لابلای کلمات سیاه دفترچه ی خاطرات من و تو گم میشه ، بله همون کوزه ای رو میگم که خدا  توی سینه ی من و تو به امانت گذاشته ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 10:17  توسط | 

دلم تنگ شده بود برای نوشتن یک مطلب جدید توی وبلاگ.با هزار تا گرفتاری که برام پیش اومده بود باز هم خدا را شکر که تونستم به قولم عمل کنم و یک تغییراتی تو وبلاگ ایجاد کنم.این قالبی که الان می بینید نمی دونم شاید سلیقه ی من بد باشه شاید خیلی شلوغ و آشفته به نظر بیاد شاید رنگ و روی خوبی نداشته باشه....خلاصه هر چی که هست ان شاء الله تا چند روز دیگه با نظراتی که شما درباره اون می دید اون را مرتب و روبه راه می کنم.

اما سخنی داشتم با وبلاگ نویس ها که امیدوارم نویسنده های وبلاگ به دقت اون را مطالعه نمایند.لطفا ادامه مطلب را ملاحظه نمایید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 9:36  توسط محمد رضا اخلاقی | 
يك پزشك مصری موفق شد با الهام از آيات سوره يوسف (ع) داروی درمان آب مرواريد را بسازد.
به گزارش روزنامه يمن‌تايمز، اين دارو كه "داروی قرآن" نام دارد، توسط دكتر عبدالباسط محمد و با استفاده از تركيبات موجود در عرق بدن انسان ساخته شده است.
دكتر عبدالباسط محمد درباره نحوه الهام از آيات قرآن برای ساخت اين دارو می‌گويد: يك روز صبح در حال خواندن سوره يوسف(ع) بودم كه آيات 84 تا 93 اين سوره نظر مرا جلب كرد. حضرت يوسف (ع) كه اكنون عزيز مصر است، در آيه 93 خطاب به برادران خود می‌گويد: "حال اين پيراهن مرا ببريد و بر روی صورت پدرم بياندازيد تا بينا شود"
حضرت يعقوب(ع) در فراق فرزند خود يوسف (ع) بسيار گريه می‌كند و بر اثر اين گريه‌ها چشم‌هايش سفيد شده و بينايی خود را از دست می‌دهد. اما با انداختن پيراهن يوسف (ع) بر روی چشمان پدر، بينايی حضرت يعقوب (ع) بازمی‌گردد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 10:4  توسط | 

سلام.تازگی ها وقتی به وبلاگ نگاه می کنم دیگه مطلب با حالی توی اون نمی بینم یه جورایی مطالب اون نامنظم و غیر علمی شده الان هم که فصل امتحانات هست و باید بریم سراغ درسامون. اما می تونم یه قولی بهتون بدم اونم اینه که تا اواخر بهمن ماه شما با یک وبلاگ جدید روبه رو خواهید شد.می خواهیم یک تغییر اساسی توی وبلاگ ایجاد کنیم چه از نظر مطالب و چه از نظر قالب وبلاگ البته با کمک نویسندگان فعال وبلاگ.تا حالا چند بار محتوا یا قالب را تغییر داده ایم اما این دفعه یک کم با دفعات دیگه فقر می کنه.می ترسم اگه بیشتر توضیح بدم قضیه لو بره.پس تا بهمن ماه        خدا نگهدار...

 

راستی شما چه نظری در مورد وبلاگ آینده دارید؟با نظرات خود ما را در این راه یاری رسانید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 14:24  توسط محمد رضا اخلاقی | 


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 17:9  توسط | 

امروز که دارم این مطلبو مینویسم در واقع روز انتخاب واحده مونه . روزی که با دسپاچگی و استرسِ کم و بیش واحدهایی رو انتخاب می کنیم که به نظر میاد توی اون لحظه بهترینه ولی چه فایده همین که خرمون از رو پل گذشت میزنیم به فاز بیخیالی و درس مرسارو فراموش می کنیم انگار که نه انگار. جالبه هر ترم موقع امتحانا با حالت پشیمونی توبه می کنیم و از خدا میخوایم یه جوری زیر سبیلی قضیه رو حل کنه که دمش گرم تا حالا حل کرده.                                                                                     امیدوارم همه برو بچ ریاضی این ترم سر بلند و مقتدر همه واحداشون رو با نمراتِ ... پاس کنن .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 16:38  توسط | 
  آنانكه ز پيش رفته‌اند اى ساقى                          درخاك غرور خفته‌اند اى ساقى
 رو باده خور و حقيقت از من بشنو                       باد است هرآنچه گفته‌اند اى ساقى
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 14:29  توسط | 

سلام

تا حالا از خودتون پرسیدید ما تو چه رتبه ای از جستجو ی گوگل هستیم؟! کاری نداره می تونید عبارت "وبلاگ ریاضی" را search کنید ببینید.احتمالا تو صفحه ی دهم یازدهم بتونید اسم وبلاگ ما را هم ببینید. می خواید بدونید اونا چه جوری از ما جلوترند خوب وبلاگ های اونا را هم ببینید. اما بازم خوبه دستتون درد نکنه. هم اونایی که مطلب می نویسند هم اونایی که هر روز احوالی از ما می پرسند.

دمتون گرم فهمیدید وبلاگ گروهی یعنی چه.....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 14:1  توسط محمد رضا اخلاقی | 
اگر كسي را دوست داري؟
 

شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده

دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت

دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 19:43  توسط | 
اگر جهان يک دهکده 100 نفري بود
 

اگر مي شد جمعيت کره زمين را به جمعيت يک دهکده 100 نفره تقليل داد، با يکسان نگاه داشتن همه نسبتها و درصدها، حاصل ، چيزي شبيه زير مي شد
57 آسيايي، 21 اروپايي، 14 آمريکايي شمالي و جنوبي و 8 آفريقايي در اين دهکده زندگي مي کردند. از اين عده 52 تن زن و 48 نفر مرد بودند. 70 نفر آنها غير سفيد پوست و 30 نفر سفيد پوست، 70 تن غير مسيحي و 30 تن مسيحي مي بودند
6 نفر از اين عده 59 درصد کل ثروت جهان را در اختيار داشتند و هر 6 نفر آمريکايي بودند. 20 تن نيز 80 درصد منابع انرژي موجود را مصرف مي کردند و 80 نفر هم پايين تر ازسطح کنوني استاندارد مسکن زندگي مي کردند. 70 نفر قدرت خواندن نمي داشتند و 50 نفر از سو تغذيه رنج مي بردند. يک نفر تحصيلات دانشگاهي مي داشت و يک نفر هم مالک يک دستگاه کامپيوتر بود. وقتي جهان را از چنين چشم انداز فشرده اي مورد توجه قرار دهيم، نياز به پذيرش، درک و آموزش پر رنگ تر مي شود
مطالب زير هم جاي تامل دارد

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 9:31  توسط | 
تله پاتی چی هست؟ ایا واقعن به روح ربط داره ؟ یعنی روح ما باعث تله پاتی میشه ؟ ایا روح وجود داره ؟ ایا خوابهای صادقانه روح رو اثبات میکنه؟

پس چرا وقتی دو نفر هم دیگرو خواب میبینن چرا فقط یکی شون یادشه مگه روحهای اونا با هم تماس نداشتن؟!

از جمله بالا میشه این نتیجه رو گرفت که


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 12:52  توسط | 
همیشه سبز می خشکد

                  همیشه ساده می بازد

                            همیشه لشگر غم و اندوه به قلب ساده می تازد              

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 13:47  توسط | 

تو را آتش عشق اگر پر بسوخت

                                         مرا بين که از پای تا سر بسوخت

يک دسته نکوشيده رسيدند به مقصد

                                           يک دسته دويدند، به مقصد نرسيدند

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 15:48  توسط | 
در گذرگاه زمان

خیمه شب بازی دهر

با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد

عشق ها می میرند

رنگها رنگ دیگر می گیرند

آنچه می ماند خاطره هاست

که چه تلخ و چه شیرین

دست ناخورده به جا می ماند

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 9:5  توسط | 
سلام دوستان

مخاطبم شما بروبچه های ریاضی و همه بچه های علوم پایس

یکی از مشکلاتی که دانشکده ما داره اینه که هنوز دارای شورای صنفی نشده و اینه که از داشکده های دیگه داریم عقب میوفتیم .حالا که اسم نویسی نامزد ها داره انجام میشه بهترین موقس که هر کسی که شایستگی این امر رو توی خودش میبینه هر چه سریعتر به دیگر نامزد ها ملحق بشه.

مکان اسم نویسی:  اتاق انجمن اسلامی پایه

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 13:39  توسط | 

این خبر مربوط به فوتبال سالنی دانشگاهه اونم تیم مقتدر ریاضی(کاربردی) ،تیمی که پارسال با تمام شایستگی هایی که داشت متاسفانه سوم شد اما امسال همه، هم صدا و یک دل برای قهرمانی توپ میزنن راستی بدبختانه امسال حسام جان رو به همراه نداریم (بنا به دلایلی) ولی حالا در آستانه بازی سوم بچه ها از روحیه خوبی برخوردارند. جا داره از زحمات کاپیتان رضا هم قدر دانی بشه که واقعا از جون مایه میزاره .

  به امید پیروزی                                       فرانکو

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 13:23  توسط | 

 دانش، شيوه‌اي براي شناخت جهان و زاويه و الگويي از تفكر است كه از همان نخستين سال‌هاي زندگي شكل مي‌گيرد. از اين رو، مشاركت والدين در آموزش علوم به كودكان اهميت زيادي دارد. خانواده‌هايي كه با هم در جهان كاوش مي‌كنند، انديشمندان علمي و دانش‌آموزان عالي و دلخواه پرورش مي‌دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 10:40  توسط محمد رضا اخلاقی | 

 

 

زندگی (یک سوال)

 

وقتی آروم روی صندلی نشستی و به بیرون پنجره دنیای خیالیت نگاه می کنی انتظار نداشته باش که کبو تر سفید ، همیشه پشت قاب پنجره بشینه و به تو نگاه کنه بالاخره اونم باید بالهاش رو باز کنه و فعل پرواز  رو صرف کنه چرا که لذت پرواز در حرکت کردنه ،مثل زندگی که لذت اون در جاری بودنه اینطوریه که همیشه بوی تازگی میده .

 حالا انتخاب تو کدومه ، کبوتر باشی بهتره یا قاب پنجره ؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 13:19  توسط | 
راستی  به آقایان  سید مهدی موسوی و محمد زعیم زاده تبریک می گم به خاطر مسئولیت هایی که قبول کردند

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 15:52  توسط | 
قفس
هر زمانی كه قناری به قفس می بينم دل من می گيرد و خدا می داند،كه چه حالی دارد مرغك خفته به بند حال او می دانم ، پيش چشمش قفسيست و نگاهش به دری ، كه اگر بگشايند ، خون دل می بارد از صدايش اما نغمه ای می خواند، تا كه آرام كند آتش دل را ، ليكن چه چه اش باز به دور قفسش می پيچد دل او می گيرد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 9:33  توسط | 
    آقای محمد(سینا)زعیم زاده انتصاب شما به عنوان مدیرمسئول  

    گاهنامه ی "الف "را به شما تبریک(و البته به خوانندگان الف تسلیت)

    می گوییم.امیدواریم شایستگی این مهم را داشته باشید.(البته

    بعید میدانم)

     جمعی از بچه های ریاضی کاربردی ۸۴

 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 15:54  توسط | 
 حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند که چطور مي توان محدوديتهاي ذهني تحميل شده را پذيرفت . کک، فيل و دلفين مثالهاي خوبي هستند. ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند.اگر يک کک را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد . کک مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با کمي سر درد پايين مي آيد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد. اين کار مدتي تکرار مي شود . سر انجام در ظرف را بر مي داريم کک دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع سرپوش برداشته شده. درست است که محدوديت فيزيکي رفع شده است ولي کک فکر مي کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد.

فيلها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد . پاي فيلهاي سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي کوتاه. به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولي اين کار را نمي کنند. علت اين است که آنها  در بچگي طنابهاي بلند را کشيده اند و سعي کرده اند خود را خلاص کنند . سرانجام روزي تسليم شده دست از اين کار کشيده اند، از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند. آنها اين محدوديت را پذيرفته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 18:16  توسط | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 19:58  توسط | 

طلوع عشق

چه درديست در ميان جمع بودن

ولي در گوشه اي تنها نشستن

براي ديگران چون كوه بودن

ولي در چشم خود ارام شكستن

براي هربي شعري سرودن

ولي بهاي خود همواره بستن

به رسم دوستي دستي فشردن

ولي با هر سخن قلبي شكستن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 14:2  توسط | 
ز ليلايي شنيدم يا علي گفت

به مجنون چون رسيدم يا علي گفت

مگر اين وادي دارالجنون است

كه هر ديوانه ديدم يا علي گفت

يقين خالق زمان افرينش

به گوش كل عالم يا علي گفت

نسيمي غنچه اي را باز مي كرد

به گوش غنچه كم كم يا علي گفت

چمن با ريزش باران رحمت

دعا مي كرد و نم نم يا علي گفت

به خود لرزيد شاخ بيد مجنون

به خاك افتاد و از غم يا علي گفت

خروش رعد و فرياد فلك هم

ز بي تابي مسلم يا علي گفت

شنيدم كودك شيرين زباني

چو مي جوشيد زمزم يا علي گفت

خمير خاك ادم را سرشتند

چو بر مي خاست ادم يا علي گفت

مسيحا هم دم از اعجاز مي زد

ز بس بيچاره مريم يا علي گفت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 9:51  توسط | 
از این به بعد می خواهیم براتون مطالب و احادیثی از ائمه را در مورد سلامتی و بهداشت براتون بنویسیم:

 امام صادق(ع): هر کس بر اولین لقمه از طعامش نمک بپاشد لکه های صورتش از میان میرود. 

 امام صادق(ع): هیچ چیز برای درد گلو بهتر از شیر نیست.

امام صادق(ع): کفش پاشنه کوتاه و دمپایی و نعلین برای چشم مفید است.

امام علی(ع): گرفتن ناخن در روز جمعه موجب ایمنی از جذام تا جمعه دیگر میشود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 13:58  توسط | 
يه سخنران معروف سمينار خود را با بالا گرفتن يک 20 دلاری آغاز نمود. او از 200 نفر شرکت کننده در سمينار پرسيد : " کی اين اسکناس 20 دلاری رو دوست داره ؟ "
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 13:46  توسط | 
ای تکیه گاه وپناه

               زیباترین لحظه های پرعصمت وپرشکوه

                                                             خلوت وتنهایی من

                      من بی نام تو حتی یک لحظه احتمال ندارم.....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 9:1  توسط | 
غم تنها ترین تنهای دنیا

                                تویی زیباترین زیبای دنیا

تو مثل امید یک قناری

                               قراری بر دل هر بی قراری

منم یلدای بی پایان عاشق

                                تو بودی مرحم زخم شقایق

تویی لالایی خواب خوش آواز

                                بالم را مشکن در اوج پرواز

نگاهت را می پرستم ای نگارم

                                 فدای تار مویت هر چه دارم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 10:10  توسط | 
فقط اینو می تونم بگم امسال هیچ کاندیدی از ایران برای انتخاب بهترین های آسیا وجود ندارد .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 10:5  توسط | 
سلام دوستان

در ابتدا ی امر ورود نویسنده های جدید رو تبریک بگم (که خیلی مهمه)

در ضمن این رو هم گفته باشم که ما جایی برای نویسنده های تنبل نداریم

به هر حال

با امید فرداهای بهتر     به ریاضی می اندیشیییییییم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 14:59  توسط | 

راه بهشت

مردي با اسب و سگش در جاده‌اي راه مي‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظيمي، صاعقه‌اي فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت. گاهي مدت‌ها طول مي‌كشد تا مرده‌ها به شرايط جديد خودشان پي ببرند.

پياده‌روي درازي بود، تپه بلندي بود، آفتاب تندي بود، عرق مي‌ريختند و به شدت تشنه بودند. در يك پيچ جاده دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند كه به ميداني با سنگفرش طلا باز مي‌شد و در وسط آن چشمه‌اي بود كه آب زلالي از آن جاري بود. رهگذر رو به مرد دروازه‌بان كرد: «روز به خير، اينجا كجاست كه اينقدر قشنگ است؟»

دروازه‌بان: «روز به خير، اينجا بهشت است.»

- «چه خوب كه به بهشت رسيديم، خيلي تشنه‌ايم.»

دروازه‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: «مي‌توانيد وارد شويد و هر چه قدر دلتان مي‌خواهد بوشيد.»

- اسب و سگم هم تشنه‌اند.

نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حيوانات به بهشت ممنوع است.

مرد خيلي نااميد شد، چون خيلي تشنه بود، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اينكه مدت درازي از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌اي رسيدند. راه ورود به اين مزرعه، دروازه‌اي قديمي بود كه به يك جاده خاكي با درختاني در دو طرفش باز مي‌شد. مردي در زير سايه درخت‌ها دراز كشيده بود و صورتش را با كلاهي پوشانده بود، احتمالأ خوابيده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 8:40  توسط | 

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند

همدم گل نمی‌شود، یاد سمن نمی‌کند

دل به امید وصل تو، همدم جان نمی‌شود

جان به هوای کوی تو، خدمت تن نمی‌کند

با همه عطر دامنت، آیدم از صبا عجب

کز گذر تو خاک را، مشک ختن نمی‌کند

تا دل هرزگرد من، رفت به چین زلف تو

زان سفر دراز خود، عزم وطن نمی‌کند

ساقی سیم ساق من، گر همه درد می‌دهد

کیست که تن چو جام می‌، جمله دهن نمی‌کند

...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 9:32  توسط | 
بگذار تا بخندم غش غش به روزگاران
کز سنگ خنده خيزد روز وصال ياران
هرکس که ازدواجي يکبار کرده باشد
داند که سخت باشد اين ازدواج آسان
يک مرد لاابالي يک روز جو گرفتش
در زير گوش بنده آهسته گفت اين سان
عشق و صفا و غيره ، مجموعه مراد است
چون قرص اکس باشد ، پس بي خيال قليان
وقتي ز دست يک زن مهري نشسته بر دل
بيرون نمي توان کرد جز با يکي از آنان
به ...بگوييد احوال آب چشمم
تا بلکه آستين را بالا زند بر امان
في الفور يک زن خوب با وضع مادي توپ
پيدا کند اگرچه از زير سنگ دوران
زيبا و خانه دار و هم مطمئن ز هر حيث
نامش شبيه چيزي مانند اين امرسان
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 9:26  توسط | 

منبع : Solar Views .

در يك كلام الهه زيبايي آسمان است. آسمان از نظر قدما، جايگاه خدايان بوده و زهره به عنوان خداي زيبايي، بسيار مورد توجه آنها بوده است جو فوق‌العاده غليظ زهره عرب يا آناهيتاي پارسي كه ضريب بازتابشي زيادي دارد، درخشندگي خاصي به اين سياره بخشيده است. زهره كه با حداكثر كشيدگي ْ47، به خوبي و بسيار آسان در آسمان مغرب و يا صبحگاهي رؤيت مي‌شود، از بسياري جهات شبيه زمين است. حجم، جرم، چگالي و طول عمر يكسان اين دو سياره باعث شده است كه دانشمندان، زهره را خواهر زمين بنامند.

اما تحقيقات اخير نشان داده است كه زهره تفاوتهاي بنياديني با زمين دارد. زهره هيچ اقيانوسي ندارد و با جو بسيار غليظي از دي‌اكسيدكربن پوشانده شده است. در اتمسفر آن ابرهايي از اسيدسولفوريك ديده شده است و فشار اتمسفر در سطح آن به حدود 90 بار مي‌رسد. به علت خاصيت شديد گل‌خانه‌اي(greenhouse effect)، دماي سطح اين سياره تا حدود 480 درجه سانتي‌گراد افزايش مي‌يابد.

دو چهره از يك سياره

دوچهره از يك سياره. تصوير سمت چپ، تصوير واقعي زهره از چشم فضاپيماي مارينر10 در سال 1974 مي‌باشد. اما تصوير سمت راست، تصويري ساخته شده از مجموعه اطلاعات راداري جمع‌آوري شده توسط دو فضاپيماي پايونير ونوس در سال 1978 و ماژلان در سال 1990 مي‌باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 10:16  توسط محمد رضا اخلاقی | 

 

 

 

 

شايد نخستين بار كه شنيديد با فرو كردن سوزن در پوست مي‌توان برخي از بيماري‌ها را درمان كرد، به معتادان در ترك سيگار ياري رساند، يا بدون بهره‌گيري از بيهوش‌كننده‌ها، ‌عمل جراحي دردناكي را تحمل كرد، ‌شگفت‌زده شديد. با وجود اين، بايد بدانيد طب سوزني، طي هزاران سال در چين مرسوم بوده است.

چيني‌ها به جاي باور به اين كه روح‌هاي پليد و شيطاني باعث بيماري مي‌شوند، عامل بيماري را در درون بدن مي‌جستند. به نظر  آنان ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 10:25  توسط محمد رضا اخلاقی | 

 آموخته ام که نگویم ای کاش آن کار را طور دیگری انجام داده بودم بلکه بگویم بار دیگر آن کار را طور دیگری انجام خواهم داد.

آموخته ام که باید بر زمان مسلط باشم نه به زیر فرمان آن .

آموخته ام هر سفر دور و درازی با بر داشتن تنها یک گام آغاز می شود.

آموخته ام خطاهای دیگران را مانند خطاهای خیش تحمل کنم.

آموخته ام که مرد بزرگ به خود سخت میگیرد و مرد کوچک به دیگران.

آموخته ام که دانش خود را به دیگران آموزش دهم و دانش دیگران را بیا موزم بنابراین علم خود را انفاق کرده ام و آنچه  را نمی دانم آموخته ام.

آموخته ام بیش از آنکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم.

آموخته ام بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم.

آموخته ام که همیشه فردی خوشبین باقی بمانم چراکه زندگی و موهبتهای آن را دوست دارم.

آموخته ام اگر از هر چیزی بهترینش را ندارم ولی از هر چیز که دارم بهترین استفاده را کنم.

آموخته ام لبخند ارزان ترین راهی است که می توان با آن نگاه را وسعت بخشید.

آموخته ام آن چرا امروز در دست دارم ممکن است آرزوی فرداهایم باشد.

آموخته ام که زندگی مثل یک نقاشی است با این تفاوت که در آن از پاک کن خبری نیست.

آموخته ام که هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست.

آموخته ام زیاده گویی شاید مقدمه ناشنوائی باشد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 9:17  توسط | 

سلام به دردونه های عزیز... بچه های باحال ریاضی... خسته های ترم اولی و ...

خسته شدم بابا با این همه مطلب. تک و تنها بعضی وقتها هم با ممرضا... درسا هم که هر روز مشکل و مشکل تر میشه خلاصه مطلب اینکه بیا و بشو یکی از نویسنده های وبلاگ فرقی هم نداره پسر باشی یا دختر کاربردی باشی یا محض پایه باشی یا مهندسی ..اصلا دانشجو باشی یا یه بیکار این وبلاگ همه چی هست جز یه وبلاگ علمی ...

 الان یک سالی هست که این وبلاگ داره فعالیت می کنه اسم نویسنده ها رو هم می تونی ببینی و نظرتو دربارشون بدی

راستی تا چند روز دیگه سایت شخصی خودم آماده می شه که آدرس اون را بهتون می دم سایتی علمی خبری و عشقولانه که آخریش بیشتر طرفتار داره ...

فعلا خداحافظ                     مدیر خسته ی وبلاگ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 12:50  توسط محمد رضا اخلاقی | 

ريشه لغوي

كلمه سونوگرافي از لفظ لاتين sound به معني صوت و نيز graphic به معني شكل و ترسيم گرفته شده و ultrasound از ultra به معني ماورا و نيز sound به معني صوت يا صدا گرفته شده است.

تاريخچه

در سال 1876 ميلادي ، فرانسيس گالتون براي اولين بار پي بوجود امواج فراصوت برد. در زمان جنگ جهاني اول كشور انگلستان براي كمك به جلوگيري از غرق شدن غم ‌انگيز كشتي‌هايش توسط زيردرياييهاي كشور آلمان در اقيانوس آتلانتيك شمالي دستگاه كشف كننده زيردريايي‌ها به كمك امواج صوتي به نام Sonar ابداع كرد. اين دستگاه امواج فراصوت توليد مي‌كرد كه در پيد اكردن مسير كشتيها استفاده مي‌شد. اين تكنيك در زمان جنگ جهاني دوم تكميل گرديد و بعدها بطور گسترده‌اي در صنعت اين كشور براي آشكار سازي شكافها در فلزات و ساير موارد مورد استفاده قرار مي‌گرفت. از كاربرد بخصوصي كه انعكاس صوت در جنگ و صنعت داشت Sonar به علم پزشكي وارد شد و تبديل به يك وسيله تشخيصي بزرگ در علم پزشكي گرديد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 12:19  توسط محمد رضا اخلاقی | 

نويسنده: آقای حسن سالاری | 

 

انيشتين در نوجوانى، علاقه چندانى به تحصيل نداشت. پدرش از خواندن گزارش هايى که آموزگاران درباره پسرش مى فرستادند، رنج مى برد. گزارش ها حاکى از آن بودند که آلبرت شاگردى کند ذهن، غيرمعاشرتى و گوشه گير است. در مدرسه او را «باباى کند ذهني» لقب داده بودند. او در ۱۵ سالگى ترک تحصيل کرد، در حالى که بعدها به خاطر تحقيقاتش جايزه نوبل گرفت!

شايد شما نيز اين جملات را خوانده يا شنيده باشيد و شايد اين پرسش نيز ذهن شما را به خود مشغول کرده باشد که چگونه ممکن است شاگردى که از تحصيل و مدرسه فرارى بوده است، برنده جايزه نوبل و به عقيده برخى از دانشمندان، بزرگ ترين دانشمندى شود که تاکنون چشم به جهان گشوده است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 9:42  توسط محمد رضا اخلاقی | 
  نويسنده: آقای حسن سالاری

هنگام بوکشيدن، تزريق يا خوردن ماده‌اى اعتيادآور، در بدن چه رخ مى‌دهد؟ چرا اين مواد باعث جست و جوى اجبارى فرد براى آن‌ها مى‌شوند؟ چرا هنگام گذر از جاى تهيه‌ى آن ماده يا مشاهده‌ى بساط مصرف يا ديدار با هم‌منقلى‌ها يا هم‌پياله‌اى‌ها، هوس مصرف اين نوع ماده‌ها در فرد بيدار مى‌شود؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 9:32  توسط محمد رضا اخلاقی | 
سلام برو بچه های باحال ریاضی

چه خبر تابستون خوش گذشت ‌‌‌... از اینکه تابستون نتونستیم مهمون خونه هاتون باشیم شرمنده ی روی ماهتون هستیم اما حالا دوباره اومدیم سراغتون با کلی حرف تازه و ان شاء الله مطالب علمی و آموزنده ... فعلا........

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 9:9  توسط محمد رضا اخلاقی | 

منبع:

 Science and Children , April 1997 .nsta.org

Scienee and Children,January 1995 .nsta.org

برگرفته از جزیره دانش                  مترجم:آقای حسن سالاری

 آموزش اين که دانشمندان چگونه دانش را به دست مى آورند ، به اندازه آموزش دانسته هاى آنان اهميت دارد . همان مهارت هاى ذهنى که دانشمندان در راه کسب دانش از آن ها بهره مى گيرند ، مى توانند دانش آموزان را به متفکران منتقد و در نهايت اعضاى فعال جامعه تبديل کنند. متاسفانه ، بعضى از معلمان دانش آموزان را به انجام فعاليت هايى ترغيب نمى کنند که باعث تقويت مهارت هاى فرايند علم مى شوند .زيرا اغلب آنان اعتقاد دارند ، اين فعاليت ها گران هستند و بايد زمان زيادى را صرف آماده سازى آن ها کرد

من در کلاس خود از يک فعاليت بسيار ساده ، اما بسيار جالب ، استفاده مى کنم که تنها با استفاده از چند جعبه مداد ، به دانش آموزان شما امکان مى دهد ، مانند دانشمندان فکر کنند. من همگام با تشريح چگونگى انجام فعاليت «مدادهاى شکسته»، مراحل «روش علمى » را نيز آموزش مى دهم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 10:2  توسط محمد رضا اخلاقی | 

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،

 شاخه های شسته باران خورده، پاک،

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 10:21  توسط | 
همانطورکه می دانید امتحانات شروع شده وبروبچه های ابتدایی وراهنمایی ودبیرستانی ودانشگاهی

مشغول درس خواندن هستند ولی فصل .فصل جام جهانی فوتبال هست... 

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 10:40  توسط | 
 اگه يه روز بري سفر ... بري زپيشم بي خبر
   اسير روياها مي شم ... دوباره باز تنهامي شم
   به شب مي گم پيشم بمونه ... به باد مي گم تا صبح بخونه
   بخونه از ديار ياري ... چرا مي ري تنهام مي ذاري
   اگه فراموشم کني ... ترک آغوشم کني
   پرنده دريا مي شم ... تو چنگ موج رها مي شم
   به دل مي گم خواموش بمونه ... ميرم که هر کسي بدونه
   مي رم به سوي اون دياري ... که توش من رو تنها نذاري


   اگه يه روزي نوم تو تو گوش من صدا کنه
   دوباره باز غمت بياد که منُو مبتلا کنه
   به دل مي گم کاريش نباشه ... بذاره درد تو دوا شه
   بره توي تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم
   كه باز برات آواز بخونم...

  اگه بازم دلت مي خواد يار يک ديگر باشيم
  مثال ايوم قديم بشينيم و سحر پاشيم
  بايد دلت رنگي بگيره ... دوباره آهنگي بگيره
  بگيره رنگ اون دياري ... که توش من رو تنها نذاري

  اگه مي خواي پيشم بموني ... بيا تا باقي جووني
  بيا تا پوست به استخونه ... نذار دلم تنها بمونه
  بذار شبم رنگي بگيره ... دوباره آهنگي بگيره
  بگيره رنگ اون دياري ... که توش من رو تنها نذاري

  اگه يه روزي نوم تو ، تو گوش من صدا کنه
  دوباره باز غمت بياد که منُو مبتلا کنه
  به دل مي گم کاريش نباشه ... بذاره درد تو دوا شه
  بره توي تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم

  اگه يه روزي نوم تو باز ، تو گوش من صدا کنه
  دوباره باز غمت بياد که منُو مبتلا کنه
  به دل مي گم کاريش نباشه ... بذاره دردت جا به جا شه
  بره توي تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم

  كه باز برات آواز بخونم
  که باز برات آواز بخونم                     ازطرف فرانکو به همه مردم ایران
  که باز برات آواز بخونم                 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 13:35  توسط | 
با دست مايه ي تجربه هاي شيرين و خاطره هاي تلخ ، درك عميق روزهاي عذاب ، بسي دشوار است. اما در امتداد همين روزگار سخت تجربه ميكني كه به آهنگ هر روز همپاي شوي و در مقابل آن استوار باشي...


در اندرونِ تو كسي ست   ،  دنيايي ست و ترا ياري خواهد داد كه خواستن را به شدن بدل كني.


اما اين ممكنه؟ بعضي وقتا غير ممكن ميشه.   بگذريم . خيلي دلم براتون تنگ شده بود.


تا شكوه لحظه ها رو نشناسي ، چشمهايت به مهماني رنگين كمان نخواهد رفت. عزيزانِ سايه ، من لحظه ها رو شناختم . تو همين مدت كم.


بزرگترين گنجينه هايِ من ، نميدونم با چه زبوني ميتونم تمام اين محبتهايتان را سپاس گويم...


اما يه دنيا ممنون از اينكه منو تنها نذاشتين.


زندگي اگر نام آساني داشت ، ديگر بر زمين ، تلاش معنايِ خويش را از كف ميداد و در آسمان ، رنگين كمان.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 8:45  توسط | 
سينه مالامال درد است ،اي دريغا مرهمي
دل ز تنهايي به جان آمد ،خدا را همدمي

چشم آسايش که دارد از سپهر تيز رو
ساقيا جامي بمن ده تا بياسايم دمي

زيرکي را گفتم اين احوال بين خنديدو گفت
صعب روزي ،بوالعجب کاري،پريشان عالمي

سوختم در چاه صبراز بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغست از حال ما کو رستمي

در طريق عشقبازي امن وآسايش بلاست
ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمي

اهل کام و ناز را در کوي رندي راه نيست
رهروي بايد جهان سوزي نه خامي بيغمي

آدمي در عالم خاکي نمي آيد به دست
عالمي ديگر ببايد ساخت وز نو آدمي

خيز تا خاطر به آن ترک سمر قندي دهيم
کز نسيمش بوي جوي موليان آيد همي

گريه ي حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق
کاندرين دريا نمايد هفت دريا شبنمي

«حضرت حافظ»
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 8:40  توسط | 
باید قبول کنید که جبر واقعا سخته

آخه وقتی هم نمی دونی اون چیزی که داری می خوانی به چه دردی می خوره هر چی هم بخونی باز هم نمی فهمی.

این همه قضیه را می خوانی اما نمی دونی به چه دردی می خورند.بابا ما رشته ی ریاضی کاربردی هستیم نه محض!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 10:32  توسط محمد رضا اخلاقی | 
امروز پس از امتحان جبر حذف درس جبر طرفداران بسیاری بدست آورده است...............................

اعصابم ...است................................................

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 10:3  توسط | 
شرق: خانم عشرت شايق نماينده تبريز در مجلس و عضو جنجالى هيات مديره استقلال ديروز در گفت وگو با ايسنا گوشه هايى از سوابق ورزشى اش را اعلام كرد تا حساب كار دست منتقدان بيايد. خانم شايق از دوره راهنمايى تا سال هاى زياد به رشته بسكتبال پرداخته، تنيس روى ميز را خوب مى شناسد و دوره هاى مربيگرى را هم تمام كرده است. در شنا و تيراندازى و به ويژه تيراندازى اوضاع بهترى دارد و در هندبال و رشته هاى ذكر شده هم كار تيمى و هم كار فردى در سطح مربيگرى و كار داورى انجام داده است. سال ها نيز در ورزش تدريس كرده و در يك مقطع زمانى چند ساله در بخش نيروى هاى نظامى، كار ورزش خواهران نظامى را برعهده داشته است. مفهوم شد؟
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 9:3  توسط | 

 هفت شهر عشق: شهر اول : نگاه و دلربايي شهر دوم : ديدار و آشنايي شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي شهر چهارم : بهانه،فكر،جدايي شهر پنجم : بي وفايي شهر ششم : دوري و بي اعتنايي شهر هفتم : اشك،آه،تنهايي

 

                                 ارسال شده توسط حسین ضیائی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:21  توسط محمد رضا اخلاقی | 
سلام دوستان

آقا یه مطلبی ما نوشتیم و ملت حال کردند خیلی هم نظرای جور وا جور نوشتن

ولی خب بیخیال شین و دیگه نظراتتون رو مرحمت نفرمایید

شما مگه جنبهء عشقولانه بودن رو ندارید(گفته بودم که اون مطلب قبلی مال من نبود بلکه......)

                                                                                      فرانکو

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 16:26  توسط | 
در اینجا از آقای بهنام کاتبی تشکر کنم.که به ما لطف داشتند.وبه سوال ما پاسخ دادند.

محمد رضا

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 13:25  توسط | 
آقایان سید مهدی موسوی و محمد زعیم زاده ومحمد علی رستمیان با هم ائتلاف خیزش را به راه انداختند. کسی نیست یه ایوول به بروبچه های ریاضی بگوید.

محمد رضا

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 9:3  توسط | 
سلام دوستان ...

بازم منم فرانکو          هیچ تا حالا دقت کردین  عشقولانه ترین مطالب این سایت رو من می نویسم .

حالا یه مطلبی دارم که شاید اصل عشق رو زیر سوال ببره!!

به نظر شما اگر که آدم   ۴ ماه از زندگی شو به کسی اختصاص بده ودر این مدت یه جورایی وابسته بشه خودشم اولش فکر کنه یه جور وابستگیه     بعد بفهمه که از این بحث ها کارش گذشته  وبا تمام  وجود علاقشو به طرفش نشون بده   ولی اون طرف با شنیدن این حرف ها بگه من توی این مدت کسه دیگه ای رو دوست داشتم و برای اینکه دوری اون اذیتم نکنه داشتم با تو بازی می کردم ولی منکه با تمام وجود عاشقش بودم همهء این حرفها رو نا دیده گرفتم و ازش خواستم بازم با هم باشیم ولی به جای من اون ناراحت شد و گفت دیگه نمی خواهم صدات رو بشنوم و ازت خبری داشته باشم .(ک.ی)

با تمام این حرفا بازم دوستش دارم  ( اگه شما جای من بودید چی کار می کردید؟)

این حرفای من نبود برای کس دیگه ای بود ولی مطمعن باشید که کاملا جدی بود.

                                                                              فرانکو

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 9:28  توسط | 
بالاخره استقلال قهرمان شد. همین وبس

محمد رضا

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 14:38  توسط | 
دوشنبه ساعت ۱۷:۳۰
+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 14:36  توسط | 
دو تن از دانشجویان ریاضی کاربردی ۸۴(آقایان سید مهدی موسوی ومحمد زعیم زاده ) احراز صلاحیت ایشان در رابطه با  شرکت در انتخابات تائید شد.

مابه این دو کاندیدای جوان  رأی می دهیم.

محمد رضا

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 9:18  توسط | 

تیم فوتبال استقلال در فاصلهء یک هفته تا پایان لیگ برتر  با یک امتیاز بیشتر از تیم پاس در صدر جدول لیگ برتر قرار دارد .

 تا سرنوشت قهرمانی در دست خودش باشد.

                                                                                        فرانکو و محمد رضا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 11:48  توسط | 
سلام بچه های ریاضی دوست

شاید شنیده باشین که استاد نمونهء گروه ریاضی دانشگاه سمنان انتخاب

شد و او کسی نبود جز        استاد مسعود ذالفقاری.

بچه های انجمن اسلامی علوم پایه قراره یه صندلی داغ بزارن که مهمانش

هم  استاد ذالفقاریه . 

بعداً تاریخش رو اعلام می کنم.                         

                                                                           فرانکو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 18:1  توسط | 
محمد زعیم زاده(سینا) درانتخابات شرکت خواهد کرد .

ایشان به ترم اولی ها توصیه کرد با هم دوست باشید.

کسی نیست به ایشان بگوید دوست داشتن دوست داری.

محمد رضا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 16:38  توسط | 
سید مهدی موسوی درانتخابات هشتمین دوره انجمن اسلامی شرکت می کند.

ایشان در گفتگو با روزنامه نه شرقی نه غربی این مطلب را اعلام کرد وبرای تائید صلاحیت رهسپاراین آزمون شدند

محمد رضا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 16:35  توسط | 
استاد حل تمرین جبر نیز ما را سر کار گذاشت .

اینم از دانشگاه بین المللی صنعتی سمنان......................................................؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 13:24  توسط | 
به گفته بچه ها اردوي مشهد امسال عالي بوده (چون رئيس نهاد همراه بچه ها در اين اردو حضور داشته است)

با تشكر محمد رضا

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 10:36  توسط | 

بالاخره تیم فوتبال بچه های ریاضی کاربردی در مسابقات داخلی دانشگاه

به مقام سوم رسید(۴بر۱) نتیجهء نهایی بازی بود

البته حق اونها بود که اول بشن 

 خب نشدن مهم اینه که یه شیرینی به ما برسه

 راستی گفته باشم که

حسام نظام اسلامی یه گل خیلی ردیف زد که خدا تا می ارزید

                                                                                          فرانکو

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 14:49  توسط | 

کاش میشد‌‌‌‌‌ عشق را تفسیر کرد

 

                                             خواب  چشمان تو را تعبیر کرد

 

کاش میشد‌‌‌‌‌ همچو گلها شاد بود 

 

                       سادگی را با تو عالم گیر کرد                         

کاش میشد در حریم سینه ها

 

                        عشق را با وسعتش تکثیر کرد

                                                                                                        فرا نکو

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 10:46  توسط | 

کاش می گفتی چیست

 

 آنچه ازچشم تو تا عمق وجودم

 

جاری است

                                                                                                             فرانکو

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 10:38  توسط | 
سلام

به ریاضیدانان جوان

به امید قهرمانی در عرصه زندگی/دانشگاه/.....(قهرمانی استقلال)

مخلصتون محمدرضا

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 10:38  توسط | 

در روز یکشنبه (البته بهتره بگم یکشنبه شب ) یکی از تماشاگر نمایان جو ورزشگاه را بهم ریخت.

 از قضا اون تما شاگر نمایه خودم بودم .

جاتون خالی دوستان نیمهء اول رفته بودم پشت سر دروازبان حریف(ارشد ریاضی) به قدری چرت وپرت گفتم که دروازبان اونها قاطی کرد .

نیمهء اول ۳ تا گل زدیم که اولیش از روی نقطهء پنالتی بود .

نیمهء دوم که شروع شد رفتم اون طرف زمین و دوباره رفتم رو مخ دروازه بان

بلاخره همه صداشون دراومد تا اینکه

داور ما رو شوت کرد بیرمن .

در نهایت ۴به ۱بردیم و با بروبچ رفتیم شیرینی زدیم.

البته به ارشد های ریهضی هم دادیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 17:22  توسط | 
روز یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴ در ادامه مسابقات جام رمضان تیم ریاضی کارشناسی (ریاضی الف) توانست

با نتیجه ی ۴ بر ۱ حریف خود تیم کارشناسی ارشد (ریاضی ارشد) را مغلوب کند.

۲ گل  این بازی را حسین امانی ۱ گل را حسین کارخانه و ۱ گل را رضا حمزه برای تیم کارشناسی به ثمر رساندند.

ضمنا آقای گل این مسابقات حسین امانی با نزدیک به ۲۰ گل در این دوره از  مسابقات میباشد.

ضمنا مسابقه ی نیمه نهایی هفته ی آینده بر گذار خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 14:34  توسط محمد رضا اخلاقی |