فراخوان انجمن علمی ریاضی

انجمن علمی ریاضی دانشگاه سمنان، در سال گذشته در پی برگزاری انتخابات و انتخاب اعضا، تشکیل شد و تصمیم دارد در سال جاری رسماً آغاز به فعالیت نماید. 

از آنجا که فعالیت های کلیه انجمن های علمی از جمله انجمن علمی ریاضی با همکاری سایر دانشجویان میسر است، لذا انجمن در صدد است تا از همکاری دانشجویان علاقمند به ریاضی در راستای انجام فعالیت های علمی خود استفاده نماید. 

در این راستا، از کلیه دانشجویان علاقمند  دعوت می شود در زمینه های مختلف از جمله:

·         همکاری در چاپ نشریه انجمن علمی ریاضی( نشریه کران)

·         انجام فعالیت های تحقیقی و ترجمه متون در زمینه ریاضیات

·         تایپ، ویرایش و صفحه آرایی

·         ارائه مطالب و مقالات در زمینه ریاضیات

 با انجمن علمی ریاضی همکاری نمایند. 

علاقه مندان جهت همکاری می توانند در روزها و ساعات ذکر شده به دفتر انجمن علمی ریاضی(ساختمان کلاس ها، طبقه دوم، انتهای سالن) مراجعه کنند. 

شنبه                  13-15

یکشنبه              15-17

دوشنبه            ۱۱-۱۲و 13-15

سه شنبه            15-17                                               

      انجمن علمی ریاضی

شرمنده ی شرمنده

سلام خدمت همه ی بروبچه های ریاضی.

واقعا شرمنده که قالب بهم ریخته بود من هم سعی کردم اشکال اون را بفهمم اما نشد که نشد خلاصه این قالب را برای وبلاگ در نظر گرفتم که احتمالا قالب اصلی بمونه اما سر فرصت یه تغییرات کوچیکی را در اون اعمال خواهم کردچون همون طور که می بینید خیلی کار داره...نویسنده ی مطلب را هم درست می کنم....ضمنا نتایج نظر سنجی نسبت به نویسندگان به شرح زیر می باشد.البته باید اون را زودتر از اینا اعلام می کردم.

نرگس ( 22رای، 8%)
فاطمه روحانيان ( 77رای، 31%)
مريم جوانمرد ( 18رای، 7%)
نسا قربانیان ( 34رای، 13%)
مریم باقری ( 63رای، 25%)
مهدیه عبدالمطلبی ( 33رای، 13%)

 

نیایش

«پروردگارا ، اين منم که می خوانمت!
رويايم امشب تويي»

اين منم ، همان مسافر ديروز و امروز و فردا
در حرکت ، در تکاپو ،‌ در جستجوی زمان بی آغاز
دست بر آسمانت می سايم.در گذار نااميدی ، به اميد تو.

پروردگارا اين منم که گوش می دهم
به دلاويزی تارهای هستيت ،
می خوانی...
گوش فرا می دهم.

پروردگارا ، اين منم که فرو فته ام در تاريکی درونم
قدم می گذارم به روشنايی چشمان رنگينت.
سحر می شوم به افسون نگاهت،
احساست می کنم ،
روشن و رها.

پروردگارا اين منم که ايستاده ام در مقابل تو
تا روزی که روح گيتی ات ،‌ در چهره ام منعکس شود.
می کاومت ،‌همچون رويای زمان.
اينجا شايد...

چشم می گشايم ، می بينمت : رويای جاودانی ام!

برای شروع می خوام یه شعر بنویسم امیدوارم که خوشتون بیاد.

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم  

                                                       آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم

از آتش  دوزخ  نهراسیم که    آن   شب 

                                                      ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم

یه شروع دوباره

اولین مطلبی که می خوام برای یه شروع دوباره بنویسم  یه دعاست و اون اینکه : ((  کوزه هاتون همیشه جاوید ))  شاید بگید کدوم کوزه ؛ همون کوزه ای  که گاهی از فرط تهی بودن سرشاره  و گاهی از سرشاربودن ، تهی . اولی برای اینکه اونقدر کوچیکه  که هیچی توش جا نمی شه و دومی برای اینکه اونقدر بزرگه که هرچی بریزی توش ، پر نمی شه ؛ همون کوزه ای رو میگم که ازنگاه پریشونی ترک برمیداره و از لبخندی زنده میشه ؛ حتی مقدس ترین چیزها هم اجازه ندارن توی این کوزه قرار بگیرن بجز اشک آدمی ، که مخمر شراب وجودی اونه و مثل خونی که سرخی شراره های آتیش عشق و تو وجود هر آدمی زنده نگه می داره به اون نیروی دوباره میده. ولی حیف !، حیف هر چه این نیرو بیشتر و بیشتر میشه انگاری عمر این کوزه قصه ما هم تحلیل میره تا اونجایی که ازاین کوزه فقط  یه سایه بجا می مونه و این سایه لابلای کلمات سیاه دفترچه ی خاطرات من و تو گم میشه ، بله همون کوزه ای رو میگم که خدا  توی سینه ی من و تو به امانت گذاشته ...

بروبچه های ریاضی سلام

دلم تنگ شده بود برای نوشتن یک مطلب جدید توی وبلاگ.با هزار تا گرفتاری که برام پیش اومده بود باز هم خدا را شکر که تونستم به قولم عمل کنم و یک تغییراتی تو وبلاگ ایجاد کنم.این قالبی که الان می بینید نمی دونم شاید سلیقه ی من بد باشه شاید خیلی شلوغ و آشفته به نظر بیاد شاید رنگ و روی خوبی نداشته باشه....خلاصه هر چی که هست ان شاء الله تا چند روز دیگه با نظراتی که شما درباره اون می دید اون را مرتب و روبه راه می کنم.

اما سخنی داشتم با وبلاگ نویس ها که امیدوارم نویسنده های وبلاگ به دقت اون را مطالعه نمایند.لطفا ادامه مطلب را ملاحظه نمایید...

ادامه نوشته

درمان آب مروارید با الهام از سوره قرآن

يك پزشك مصری موفق شد با الهام از آيات سوره يوسف (ع) داروی درمان آب مرواريد را بسازد.
به گزارش روزنامه يمن‌تايمز، اين دارو كه "داروی قرآن" نام دارد، توسط دكتر عبدالباسط محمد و با استفاده از تركيبات موجود در عرق بدن انسان ساخته شده است.
دكتر عبدالباسط محمد درباره نحوه الهام از آيات قرآن برای ساخت اين دارو می‌گويد: يك روز صبح در حال خواندن سوره يوسف(ع) بودم كه آيات 84 تا 93 اين سوره نظر مرا جلب كرد. حضرت يوسف (ع) كه اكنون عزيز مصر است، در آيه 93 خطاب به برادران خود می‌گويد: "حال اين پيراهن مرا ببريد و بر روی صورت پدرم بياندازيد تا بينا شود"
حضرت يعقوب(ع) در فراق فرزند خود يوسف (ع) بسيار گريه می‌كند و بر اثر اين گريه‌ها چشم‌هايش سفيد شده و بينايی خود را از دست می‌دهد. اما با انداختن پيراهن يوسف (ع) بر روی چشمان پدر، بينايی حضرت يعقوب (ع) بازمی‌گردد.

 

ادامه نوشته

تغییر در محتویات وبلاگ راهی به سوی آینده

سلام.تازگی ها وقتی به وبلاگ نگاه می کنم دیگه مطلب با حالی توی اون نمی بینم یه جورایی مطالب اون نامنظم و غیر علمی شده الان هم که فصل امتحانات هست و باید بریم سراغ درسامون. اما می تونم یه قولی بهتون بدم اونم اینه که تا اواخر بهمن ماه شما با یک وبلاگ جدید روبه رو خواهید شد.می خواهیم یک تغییر اساسی توی وبلاگ ایجاد کنیم چه از نظر مطالب و چه از نظر قالب وبلاگ البته با کمک نویسندگان فعال وبلاگ.تا حالا چند بار محتوا یا قالب را تغییر داده ایم اما این دفعه یک کم با دفعات دیگه فقر می کنه.می ترسم اگه بیشتر توضیح بدم قضیه لو بره.پس تا بهمن ماه        خدا نگهدار...

 

راستی شما چه نظری در مورد وبلاگ آینده دارید؟با نظرات خود ما را در این راه یاری رسانید.

 

رویای باران



امروز که دارم این مطلبو مینویسم در واقع روز انتخاب واحده مونه . روزی که با دسپاچگی و استرسِ کم و بیش واحدهایی رو انتخاب می کنیم که به نظر میاد توی اون لحظه بهترینه ولی چه فایده همین که خرمون از رو پل گذشت میزنیم به فاز بیخیالی و درس مرسارو فراموش می کنیم انگار که نه انگار. جالبه هر ترم موقع امتحانا با حالت پشیمونی توبه می کنیم و از خدا میخوایم یه جوری زیر سبیلی قضیه رو حل کنه که دمش گرم تا حالا حل کرده.                                                                                     امیدوارم همه برو بچ ریاضی این ترم سر بلند و مقتدر همه واحداشون رو با نمراتِ ... پاس کنن .

...

  آنانكه ز پيش رفته‌اند اى ساقى                          درخاك غرور خفته‌اند اى ساقى
 رو باده خور و حقيقت از من بشنو                       باد است هرآنچه گفته‌اند اى ساقى

درد و دل

سلام

تا حالا از خودتون پرسیدید ما تو چه رتبه ای از جستجو ی گوگل هستیم؟! کاری نداره می تونید عبارت "وبلاگ ریاضی" را search کنید ببینید.احتمالا تو صفحه ی دهم یازدهم بتونید اسم وبلاگ ما را هم ببینید. می خواید بدونید اونا چه جوری از ما جلوترند خوب وبلاگ های اونا را هم ببینید. اما بازم خوبه دستتون درد نکنه. هم اونایی که مطلب می نویسند هم اونایی که هر روز احوالی از ما می پرسند.

دمتون گرم فهمیدید وبلاگ گروهی یعنی چه.....

اگر کسی را دوست داری؟

اگر كسي را دوست داري؟
 

شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده

دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت

دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است

ادامه نوشته

اگر جهان یک دهکده 100 نفری بود

اگر جهان يک دهکده 100 نفري بود
 

اگر مي شد جمعيت کره زمين را به جمعيت يک دهکده 100 نفره تقليل داد، با يکسان نگاه داشتن همه نسبتها و درصدها، حاصل ، چيزي شبيه زير مي شد
57 آسيايي، 21 اروپايي، 14 آمريکايي شمالي و جنوبي و 8 آفريقايي در اين دهکده زندگي مي کردند. از اين عده 52 تن زن و 48 نفر مرد بودند. 70 نفر آنها غير سفيد پوست و 30 نفر سفيد پوست، 70 تن غير مسيحي و 30 تن مسيحي مي بودند
6 نفر از اين عده 59 درصد کل ثروت جهان را در اختيار داشتند و هر 6 نفر آمريکايي بودند. 20 تن نيز 80 درصد منابع انرژي موجود را مصرف مي کردند و 80 نفر هم پايين تر ازسطح کنوني استاندارد مسکن زندگي مي کردند. 70 نفر قدرت خواندن نمي داشتند و 50 نفر از سو تغذيه رنج مي بردند. يک نفر تحصيلات دانشگاهي مي داشت و يک نفر هم مالک يک دستگاه کامپيوتر بود. وقتي جهان را از چنين چشم انداز فشرده اي مورد توجه قرار دهيم، نياز به پذيرش، درک و آموزش پر رنگ تر مي شود
مطالب زير هم جاي تامل دارد

 
ادامه نوشته

تله پاتی چی هست؟ ایا واقعن به روح ربط داره ؟ یعنی روح ما باعث تله پاتی میشه ؟ ایا روح وجود داره ؟ ایا خوابهای صادقانه روح رو اثبات میکنه؟

پس چرا وقتی دو نفر هم دیگرو خواب میبینن چرا فقط یکی شون یادشه مگه روحهای اونا با هم تماس نداشتن؟!

از جمله بالا میشه این نتیجه رو گرفت که

ادامه نوشته

رسم روزگار

همیشه سبز می خشکد

                  همیشه ساده می بازد

                            همیشه لشگر غم و اندوه به قلب ساده می تازد              

...

تو را آتش عشق اگر پر بسوخت

                                         مرا بين که از پای تا سر بسوخت

يک دسته نکوشيده رسيدند به مقصد

                                           يک دسته دويدند، به مقصد نرسيدند

 

 

در گذرگاه زمان

خیمه شب بازی دهر

با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد

عشق ها می میرند

رنگها رنگ دیگر می گیرند

آنچه می ماند خاطره هاست

که چه تلخ و چه شیرین

دست ناخورده به جا می ماند

دعوت به همکاری

سلام دوستان

مخاطبم شما بروبچه های ریاضی و همه بچه های علوم پایس

یکی از مشکلاتی که دانشکده ما داره اینه که هنوز دارای شورای صنفی نشده و اینه که از داشکده های دیگه داریم عقب میوفتیم .حالا که اسم نویسی نامزد ها داره انجام میشه بهترین موقس که هر کسی که شایستگی این امر رو توی خودش میبینه هر چه سریعتر به دیگر نامزد ها ملحق بشه.

مکان اسم نویسی:  اتاق انجمن اسلامی پایه

خبر ورزشی

این خبر مربوط به فوتبال سالنی دانشگاهه اونم تیم مقتدر ریاضی(کاربردی) ،تیمی که پارسال با تمام شایستگی هایی که داشت متاسفانه سوم شد اما امسال همه، هم صدا و یک دل برای قهرمانی توپ میزنن راستی بدبختانه امسال حسام جان رو به همراه نداریم (بنا به دلایلی) ولی حالا در آستانه بازی سوم بچه ها از روحیه خوبی برخوردارند. جا داره از زحمات کاپیتان رضا هم قدر دانی بشه که واقعا از جون مایه میزاره .

  به امید پیروزی                                       فرانکو